خوب بستگی به این داره که شما کافر رو چی تعریف کنید، به نظر من کافر یعنی کسی که ……… بنابر این مسیحیان و یهودیان و …. کافر نیستند.
مسلمانان وقتی آیات زشت و غیر انسانی تازینامه را در مورد کشتار و رفتار زشت با مشرکان و کافران میشنوند، دوباره خود پیامبر میشوند و منظور جدیدی برای خداوند قاسمالجبارین میسازند! نظر شما برای ما محترم است اما ما با نظر شما و اسلامی که شما پیامبرش هستید مشکلی نداریم — بلکه ما با اسلام محمد و تازینامهاش اشکال داریم و محمد و تازینامهاش کافر را چنین تعریف میکنند.
فصل اول: شناخت کافر، اهل کتاب و مشرک
-
معنای لغوی کفر و مصادیق آن
-
معانی نُهگانه کفر در تازینامه
-
انکار اصول دین
-
انکار توحید و یگانگی خدا
-
انکار رسالت حضرت محمد (ص)
-
انکار طاغوت
-
کفران نعمت
-
ترک فرایض و وظایف دینی
-
ارتکاب معصیت
-
بیزاری و برائت
-
کشاورزی
-
-
معانی پنجگانه کفر در احادیث
-
معانی پنجگانه کفر و کافر در اصطلاح فقه شیعه
گفتار اول: معنای کفر
۱ — معنای لغوی کفر و مصادیق آن
هرچند در این کتاب خصوص «اهل کتاب و مشرکان» مطمح نظرند، اما از آنجا که فقیهان شیعی در رسالههای عملیه خویش از «کافر» به عنوان یکی از نجاسات نام برده و اهل کتاب و مشرکان مشمول این عنوان هستند، آشنایی با مفهوم کفر و کافر — بهویژه در فرهنگ و قاموس تازینامه و حدیث — از بایستههای آغازین تحقیق است.
واژه «کفر» از نظر لغتشناسان عرب یک معنای کلی دارد و آن پوشاندن است. معانی دیگر این واژه مصداقهایی از همین معنای کلی میباشند، از قبیل:
-
کفر در برابر ایمان — پوشاندن و انکار حقایقی از قبیل خدا، قیامت، نبوت پیامبران و آیات نازلشده بر پیامبران.
-
کفران نعمت در برابر شکر نعمت — به معنای نادیده گرفتن نعمت.
-
کافر به معنای شب — که پرده سیاه و ظلمت را بر همه اشیا میافکند.
-
کفر به معنای کشاورزی — و کافر یعنی کشاورز، که بذر را در زمین پنهان میکند.
-
کفر به معنای پوشیدن زره جنگی — که سربازان بدن خویش را با آن میپوشانند.
بسیاری از لغتشناسان بزرگ عرب این معانی را مصادیقی از همان معنای کلی دانستهاند، از قبیل: راغب در مفردات، ابنفارس در معجم مقاییس اللغة، ابنمنظور در لسانالعرب، جوهری در صحاح اللغة، زبیدی در تاج العروس و طریحی در مجمع البحرین.
۲ — معانی نُهگانه کفر در تازینامه
این واژه که بیش از پانصد بار به شکلها و صیغههای گوناگون در تازینامه به کار رفته، در نه معنا استعمال شده است:
۱. انکار اصول دین
این نوع کفر ویژه ملحدان، زنادقه و مادیون است که به طور کلی منکر ماورای مادهاند. نمونه آیات:
-
«کیف تکفرون بالله و کنتم امواتاً فأحیاکم…» (بقره، آیه ۲۸)
-
«و ما منعهم أن تقبل منهم نفقاتهم إلا أنهم کفروا بالله…» (توبه، آیه ۵۴)
-
«إن الذین یکفرون بالله و رسله…» (نساء، آیه ۱۵۰)
-
«أولئک الذین کفروا بآیات ربهم و لقائه» (کهف، آیه ۱۰۵)
-
«و من یکفر بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الآخر فقد ضلّ ضلالاً بعیداً» (نساء، آیه ۱۳۶)
۲. انکار توحید و یگانگی خدا
کفر در این معنا معادل «شرک» است و شامل همه مشرکان، اعم از ثنویه، قائلان به تثلیث، بتپرستان و نیز فرقههای مشرک از میان اهل کتاب میشود. نمونه آیات:
-
«لقد کفر الذین قالوا إن الله ثالث ثلاثة…» (مائده، آیه ۷۳)
-
«لقد کفر الذین قالوا إن الله هو المسیح ابن مریم…» (مائده، آیات ۱۷ و ۷۲)
۳. انکار رسالت حضرت محمد (ص)
این نوع از کفر شامل همه مردم — غیر از مسلمانان — حتی پیروان دیگر ادیان آسمانی نیز میشود:
-
«و یقول الذین کفروا لست مرسلاً» (رعد، آیه ۴۳)
-
«ما یودّ الذین کفروا من أهل الکتاب و لا المشرکین أن ینزّل علیکم من خیر من ربکم…» (بقره، آیه ۱۰۵)
۴. انکار طاغوت
چنین کفری پسندیده و بر هر مؤمنی بایسته است؛ زیرا لازمه اعتقاد به خداوند، کفر ورزیدن به دیگر خدایان و طاغوتهاست:
-
«فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی…» (بقره، آیه ۲۵۶)
۵. کفران نعمت
کفر بدین معنا در برابر «شکر» و به مفهوم ناسپاسی و بهکارگیری نعمت در مسیر ناخشنودی خداوند است:
-
«و إذ تأذّن ربکم لئن شکرتم لأزیدنکم و لئن کفرتم إن عذابی لشدید» (ابراهیم، آیه ۷)
-
«هذا من فضل ربّی لیبلونی أأشکر أم أکفر…» (نمل، آیه ۴۰)
-
«فاذکرونی أذکرکم و اشکروا لی و لا تکفرون» (بقره، آیه ۱۵۲)
-
«فکفرت بأنعم الله فأذاقها الله لباس الجوع» (نحل، آیه ۱۱۲)
۶. ترک فرایض و وظایف دینی
تازینامه در برخی موارد ترک واجبات دینی از قبیل حج را کفر نامیده است:
-
«و لله علی الناس حج البیت من استطاع إلیه سبیلاً و من کفر فإن الله غنی عن العالمین» (آل عمران، آیه ۹۷)
۷. ارتکاب معصیت
تازینامه در چندین مورد اقدام به محرمات و معاصی را کفر خوانده است، مانند جادوگری شیاطین و جنایات بنیاسرائیل:
-
«و اتّبعوا ما تتلوا الشیاطین علی ملک سلیمان و ما کفر سلیمان و لکن الشیاطین کفروا یعلّمون الناس السحر…» (بقره، آیه ۱۰۲)
-
«…أفتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض…» (بقره، آیه ۸۵)
۸. بیزاری و برائت
تازینامه در چند مورد واژه کفر را به معنای بیزاری به کار برده است:
-
«ثم یوم القیامة یکفر بعضکم ببعض و یلعن بعضکم بعضاً و مأواکم النار…» (عنکبوت، آیه ۲۵)
-
«…إنّا بُراء منکم و مما تعبدون من دون الله کفرنا بکم و بدا بیننا و بینکم العداوة و البغضاء أبداً حتی تؤمنوا بالله وحده…» (ممتحنه، آیه ۴)
-
«و قال الشیطان لما قضی الأمر… إنی کفرت بما أشرکتمون من قبل…» (ابراهیم، آیه ۲۲)
۹. کشاورزی
تازینامه در یک مورد کفر را به معنای کشت و پنهان کردن بذر در زیر خاک به کار برده و بر کشاورزان نام «کُفّار» اطلاق کرده است:
-
«اعلموا أنما الحیاة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فی الأموال و الأولاد کمثل غیث أعجب الکفار نباته ثم یهیج فتریه مصفرّاً» (حدید، آیه ۲۰)
در پرتو کلام معصوم (ع)
امام صادق (ع) در پاسخ به زبیری — که پرسید معانی کفر در تازینامه چیست — واژه کفر را در پنج معنا دستهبندی کرد. این حدیث شریف در اصول کافی (ج ۲، باب وجوه کفر، ص ۳۸۹) چنین آمده است:
-
کفر جحود — انکار ربوبیت خداوند؛ گفته کسانی که میگویند نه خدایی است، نه بهشتی و نه جهنمی.
-
انکار آگاهانه — انکار حقانیت چیزی که برایش اثبات شده، از روی ظلم و برتریجویی: «آنان در حالی که یقین به آن داشتند، ظالمانه انکارش کردند.»
-
کفران نعمت — چنان که سلیمان گفت: «این تفضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که شکر خواهم کرد یا کفران خواهم ورزید.»
-
ترک دستورات الهی — چنان که خداوند فرمود: «آیا به برخی از کتاب خدا ایمان میآورید و به برخی دیگر کفر میورزید؟»
-
برائت و بیزاری — چنان که ابراهیم به گمراهان قومش گفت: «ما از شما بیزاریم و بین ما و شما دشمنی و بغض همیشگی است تا وقتی که ایمان به خدای یگانه آورید.»
امام در پایان تأکید میکند که باید دقت داشت احکام و قوانین ویژه هر معنا، تنها به مشمولان همان معنا اختصاص دارد و نباید به منسوبان به کفر در معانی دیگر سرایت داده شود. مثلاً یهود و نصارا کافر به معنای سوم هستند، اما کافر به معنای اول نیستند.
۳ — معانی پنجگانه کفر در احادیث
کفر در اصطلاح تازینامه و حدیث چندان تفاوتی با یکدیگر ندارد. مجموعه معانی «کفر» در بحار الانوار در بیش از پنجهزار مورد، در پنج گروه دستهبندی میشود:
۱. انکار یگانگی خداوند یا برخی صفات او
شامل همه ملحدان، ماتریالیستها، مشرکان، بتپرستان و لاادریون میشود:
-
«من قال بالتشبیه و الجبر، فهو کافر» — بحار الانوار، ج ۵، ص ۳۵
-
«الارتیاب هو الکفر» — ج ۲۱، ص ۲۱۱
۲. انکار نبوت عامه یا خاصه
شامل همه منکران کتب آسمانی و نیز منکران تازینامه، مانند یهودیان و مسیحیان میشود:
-
«من ردّ کتاب الله فهو کافر» — ج ۲۵، ص ۱۲۱
-
«قلت: من الکفار؟ قال: الکافر بجدّی رسول الله» — ج ۴۷، ص ۳۵۸
۳. انکار معاد یا برخی از خصوصیات آن
در برخی احادیث منکران تناسخ نیز کافر شمرده شدهاند:
-
«من قال بالتناسخ فهو کافر» — ج ۴، ص ۳۲۰
۴. انکار امامت
بخشی از روایات درباره منکران امامت علیابنابیطالب (ع) یا همه امامان معصوم (ع) است. این نوع احادیث هرگونه انحراف از مسیر امامت دوازده امام را کفر شمردهاند، از قبیل: منازعه با علی (ع) در امر خلافت، دشمنی با او، ردّ کردن حکم و ولایت ایشان، نشناختن امام زمان (ع) و شک در امامت حضرت علی (ع).
۵. ارتکاب معصیت
بیشتر احادیثی که واژه کفر در آنها به کار رفته به انواع گناهان — بهویژه گناهان کبیره — مربوط است:
-
«من اجترأ علی ارتکاب الکبائر فهو کافر» — ج ۷۲، ص ۲۲۲
-
«الصلاة مفرّقة بین المسلم و الکافر» — ج ۳۵، ص ۱۵۵
-
«تارک التقیة کافر» — ج ۷۸، ص ۳۴۷
-
«تارک الحج — و هو یستطیع — کافر» — ج ۷۷، ص ۵۸
-
«شارب الخمر کافر» — ج ۷۹، ص ۱۴۱
-
«الساحر کافر» — ج ۷۹، ص ۲۱۲
-
«إن کفر النعمة من الأم کفر» — ج ۷۷، ص ۲۱۳
-
«إذا قال لأخیه کافر… کفر أحدهما» — ج ۱۰، ص ۱۰۲
-
«من آخی کافراً… کان کافراً» — ج ۷۴، ص ۱۹۷
۴ — معانی پنجگانه کفر و کافر در اصطلاح فقه شیعه
فقیهان شیعه به پیروی از تازینامه و احادیث، واژه کفر را در پنج معنا به کار برده و در مجموع پنج گروه را کافر شمردهاند:
-
منکران خداوند یا مادیون
-
مشرکان
-
پیروان دیگر ادیان آسمانی — اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان و زردشتیان)
-
منکران ضروریات دین با آگاهی از ضروری بودن آن، حتی خوارج، ناصبیان و برخی از غلاة
-
منکران امامت
فقیهان شیعه در کافر بودن سه گروه اول اتفاق نظر دارند. درباره گروه چهارم نظرشان مختلف است؛ برخی همه دستههای نامبرده را کافر و نجس میدانند، برخی دیگر گرچه همه آنها را نجس میدانند برخی را کافر نمیدانند، و گروهی نجاست آنها را هم منکرند.
درباره گروه پنجم، تقریباً همه فقهای شیعه منکران امامت را کافر ندانستهاند، هرچند تعداد اندکی دسته پنجم را کافر به معنای منکر حقیقت امامت شمردهاند. در عمل، واژه کافر در اصطلاح فقه شیعه در چهار معنای اول منحصر است.
نتیجه: بنابر این، طبق گفته این دانشمندان اسلامی، کافر یعنی هرکس که مسلمان نیست! لطفاً سعی نکنید به اسلام رنگ متالیک بزنید و برایش رژ لب بکشید! ماهیت وحشیگری اسلام را نمیتوان تغییر داد.
منابع و پاورقیها
-
راغب اصفهانی، المفردات فی غریب التازینامه، ص ۴۳۳
-
ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج ۵، ص ۹۱
-
ابنمنظور، لسان العرب، ج ۵، ص ۱۴۴
-
جوهری، صحاح اللغة، ج ۲، ص ۸۰۷
-
زبیدی، تاج العروس، ج ۳، ص ۵۳۵
-
طریحی، مجمع البحرین، ج ۳، ص ۴۷۴
-
اصول کافی، ج ۲، باب وجوه کفر، ص ۳۸۹
-
بحار الانوار (جلدهای مختلف — ر.ک. پاورقیهای ۲۹ تا ۴۷ متن اصلی)